جهان در سال ۲۰۵۰ چه شکلی خواهد بود؟
همجوشی هستهای، انسان روی مریخ و هوش جامع مصنوعی. اینها تنها بخشی از پیشرفتهایی هستند که ممکن است تا میانه قرن رخ دهند. فیلسوف رومی؛ مارکوس آئورلیوس گفته بود که هرگز نباید اجازه دهیم آینده ما را آشفته کند؛ اما او هرگز با آیندهپژوهی بهنام نیک بوستروم درباره وضعیت جهان در سال ۲۰۵۰ گفتوگو نکرده بود. بهنقلاز نیچر؛ بوستروم در ایمیلی میگوید: احتمال زیادی وجود دارد که تا ۲۰۵۰، تمام پژوهشهای علمی بهجای پژوهشگران انسانی، توسط هوش مصنوعی فوقهوشمند انجام شود. برخی انسانها ممکن است علم را بهعنوان سرگرمی دنبال کنند؛ اما دیگر مشارکت مفیدی نخواهند داشت.
هستی وفایی: مجله نیچر سابقهای طولانی در پرداختن به پیشبینیها، برآوردها و نشانهها درباره مسیر احتمالی پژوهش در دهههای آینده دارد. این مجله بهویژه پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیستویکم را با ضمیمههایی اختصاصی درباره پیشگویی علمی و با یک پیشبینی جسورانه ازسوی سردبیر وقت، فیلیپ کمپبل، گرامی داشت: اینکه تا سال ۲۱۰۰، شکلی از حیات مبتنیبر چیزی غیر از دیانای کشف خواهد شد. با کنارگذاشتن داوری همتا و درراستای هدف اعلامشده نشریه نیچر برای بررسی و تفسیر روندهای علمی جاری و آینده، این گزارش نگاهی محتاطانه به افق ۲۰۵۰ دارد. افقی که میتواند با جهشهای فناورانه، پیشرفت در حل معمای ماده تاریک و گسترش مطالعات انسانی در مقیاسی بیسابقه همراه باشد؛ مطالعاتی که ممکن است به مهار یا حذف بسیاری از بیماریها بینجامد. گای براسور؛ مدلساز اقلیم در مؤسسه ماکس پلانک برای هواشناسی در آلمان، میگوید: ازنظر تغییرات اقلیمی، اوضاع بدتر از چیزی خواهد بود که انتظارش را داریم. او میگوید که جهان تا سال ۲۰۴۰ از آستانه بحرانی افزایش ۲درجه دمای متوسط نسبت به دوران پیشاصنعتی عبور خواهد کرد. برای جلوگیری از آن، باتوجهبه اینرسی سامانه اقلیمی، هیئت بیندولتی تغییرات اقلیم میگوید انتشار جهانی گازهای گلخانهای باید تا سال ۲۰۲۵ به اوج میرسید و بعد بهطور چشمگیر کاهش مییافت. درنتیجه تا سال ۲۰۵۰، مناقشات سیاسی درباره اصل وجود گرمایش جهانی احتمالاً بهطور قابلتوجهی کاهش خواهد یافت. درعوض، بحثها ممکن است بر سر اینباشدکه آیا باید تلاش کرد سیاره را خنک کرد یا خیر؛ احتمالاً با تزریق ذرات براق به لایههای بالایی جو برای جلوگیری از رسیدن نور خورشید به سطح زمین. هرچند اینروش مهندسی اقلیم اثباتنشده و در مقیاسبزرگ آزمایش نشده اما پیامدهای شدید اقلیمی تا ۲۰۵۰ ممکن است یک کشور آسیبدیده یا حتی یک شرکت را به اجرای چنین مداخلهای در جو ترغیب کند. براسور میگوید: ممکن است برخی کشورها بهطور یکجانبه از آن استفاده کنند، فقط بااینتصورکه مشکل خودشان حل میشود، بدونتوجه به پیامدها برای دیگران. این مداخله میتواند الگوهای بارش را تغییر دهد و دیگر جنبههای آبوهوا را مختل کند و شاید اوضاع را حتی بدتر کند. براسور میگوید: فکر میکنم باید ممنوع شود. تنشهای ژئوپلیتیکی بهاینمعناستکه پیشبینی اقلیم آینده تا سال ۲۰۵۰ باید بیشازپیش عواملی فراتر از فیزیک جو را درنظر بگیرد؛ موضوعی که براسور و همکارانش در مطالعهای در سال ۲۰۲۵ به آن اشاره کردند. یکدههپیش، دانشمندان اقلیم از بهرسمیتشناختهشدن جهانی تغییرات اقلیم با توافق پاریس استقبال میکردند. حال در آمریکا آنها مجبور شدهاند این اصطلاح را از گزارشها و وبسایتهای دولتی حذف کنند. درهمینحال، اولویتهای دیگری جای آنرا گرفتهاند. او میگوید: اگر درباره علم اقلیم صحبت کنیم، مردم دیگر نمیخواهند بشنوند، چون از مسائل دیگری بیشتر میترسند. آنها غذا میخواهند، صلح میخواهند. همه اینها نشان میدهد که جهان در ۲۰۵۰ با چشمانداز افزایش ۳درجه یا بیشتر تا پایان قرن روبهرو خواهد بود؛ اما سناریویی خوشبینانهتر هم وجود دارد. تا ۲۰۵۰، حذف کربن دیاکسید از هوا میتواند به فرصتی تجاری تبدیل شود طوریکه شرکتها راههایی برای کاهش این گاز گلخانهای و کسب سود از آن پیدا کنند. الینا هیلتونن؛ پژوهشگر آینده در دانشگاه ملی دفاع در هلسینکی، میگوید: مواد مختلفی از کربن دیاکسید میسازیم؛ میتواند پلاستیک باشد، سوخت باشد یا دارو؛ اما همه آنها از هوا تولید میشوند. شکاف عمیق میان این دو سناریوی ممکن، معضل آیندهپژوهان و دیگر افرادی را نشان میدهد که میکوشند مسیر پیشرفت و خطرات را فراتر از چرخه انتخاباتی بعدی ترسیم کنند. آینده تاچهحد از روندهای کنونی قابلپیشبینی است؟ تاچهاندازه رویدادها و اختراعات مخرب که حالا بعید یا حتی تصورناپذیرند، آنرا شکل خواهند داد؟ و از چه نقطهای پیشبینیها صرفاً مضحک میشوند؟ ریچارد واتسون، از نویسندگان کتاب «کتاب کودکان درباره آینده» و آیندهپژوه سابق در کالج امپریال لندن و دانشگاه کمبریج، میگوید مطالعه نظاممند و میانرشتهای روندهای آینده بهترین کارایی را در بازه ۱۰ تا ۱۵ساله دارد. سال ۲۰۵۰ یک نقطه زمانی برجسته و ضربالاجلی جذاب برای کسانی است که میخواهند هدفگذاری کنند و سرمایهگذاریها را بهسمت آن هدایت کنند. براینمونه، آژانسهای فضایی معمولاً تااینحد دوردست برنامهریزی میکنند، زیرا ممکن است دودهه طول بکشد تا یک مأموریت طراحی، تصویب، ساخته و پرتاب شود. آژانس فضایی اروپا از هماکنون از جامعه پژوهشی خواسته است ایدههایی برای پروژههای سال ۲۰۵۰ ارائه دهند. پیشنهادها شامل آشکارساز پادماده مداری، بازگرداندن نمونههای منجمد از بدنه یخی یک دنبالهدار به زمین و فرود یک ربات کاوشگر روی سطح عطارد است. سپس بحث سفر به مریخ مطرح میشود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالاتمتحده، اوایل امسال باردیگر هدف ناسا برای اعزام انسان به مریخ پیش از سال ۲۰۵۰ را مطرح کرد، درحالیکه ایلان ماسک ادعا کرده شرکت اسپیسایکس میتواند یک فضاپیمای بدونسرنشین را حتی در سال ۲۰۲۶ بهعنوان بخشی از برنامهای برای اعزام انسان در دهه ۲۰۳۰ به سیاره سرخ بفرستد. هر تصویر از آینده باید به رشد مداوم هوش مصنوعی توجه کند؛ اما با چه سرعتی؟ الکس آیاد از بنیانگذاران شرکت پژوهشی و آیندهنگری Outsmart Insight در لندن میگوید: میتوانم تصویر نسبتاً دقیقی از وضعیت هوش مصنوعی در سالهای ۲۰۲۷ یا ۲۰۲۸ ارائه دهم؛ اما مطمئن نیستم بتوانم درباره ۲۰۳۰ بااطمینان صحبت کنم. فراترازآن، تصویر مبهمتر میشود. بااینحال، برخی در حوزه هوش مصنوعی معتقدند تا ۲۰۵۰، سامانههای یادگیری ماشین میتوانند پژوهشی درحد دریافت نوبل انجام دهند. حتی بدون تسلط یک ابرهوش، هوش مصنوعی میتواند تا سال ۲۰۵۰ فرایند علم را بهشدت دگرگون کند. بهگفته آیاد، همراه با آزمایشگران رباتیک، سامانههای خودکار مبتنیبر الگوریتمها شبانهروزی در «آزمایشگاههای خاموش» دنبال حل مسائل زیستفناوری خواهند بود. آزمایشگاههایی که هیچ انسانی در آن حضور ندارد. این نمونهای از آیندهای است که توسط فناوریهایی شکل میگیرد که امکان انجام انواع جدیدی از پژوهش علمی را فراهم میکنند. در بسیاری موارد، دانشی که تولید میشود، دوباره به توسعه فناوریهای بهتر میانجامد؛ رابطهای همزیست که پیدرپی علم جدیدتر را ممکن میسازد. پیشرفتها در علم کوانتومی و کیهانشناسی نیز میتوانند تا سال ۲۰۵۰ جهشهای بزرگی ایجاد کنند. خوان کارلوس هیدالگو، فیزیکدان دانشگاه ملی خودمختار مکزیک، میگوید پژوهشگران درحالتوسعه روشهایی برای آشکارسازی تغییرات ضعیف میدانهای مغناطیسی و الکتریکی ناشی از اسپینهای تکالکترونی و هستهای هستند. بهکارگیری این حسگرهای کوانتومی در آشکارسازهای امواج گرانشی میتواند به کیهانشناسان اجازه دهد اجرامی کوچکتر از آنچه اکنون ممکن است را شناسایی کنند ازجمله سیاهچالههای اولین. این اجرام که اندکی پس از مهبانگ شکل گرفتهاند، ممکن است حامل جرمی باشند که تاکنون در جهان محاسبه نشده. هیدالگو میگوید این یافتهها میتوانند به روشنشدن ماهیت انرژی تاریک یا حتی ماده تاریک کمک کنند و شاید سرانجام جانشینی برای مدل استاندارد کیهانشناسی ارائه دهند. او همچنین بااحتیاط میافزاید که همجوشی هستهای سرانجام ممکن است تا سال ۲۰۵۰ به بلوغ برسد. قطعاً همجوشی هستهای در پنجسالگذشته بیش از 50سال پیشرفت کرده. پیشرفت علمی ۷۵سالگذشته حاصل حمایت گسترده عمومی از پژوهش بوده اما اینروند ممکن است ادامه نیابد. وعدههای سریع برای مسائل پیچیده میتواند نسل بعدی دانشمندان را در توجیه سالها کار صبورانه که زیربنای پیشرفت سریع بهنظر میرسند، با مشکل روبهرو کند. فشار مداوم بر هزینههای عمومی در اقتصادهای کُند، همراه با حملات سیاسی به ارزش علم، ممکن است پژوهشگران را بیشازپیش وادار به توجیه هزینههای کارشان کند. اینروند همچنین میتواند تعادل همواره شکننده میان پژوهشهای بنیادی و کاربردی را بهنفع علومی برهم بزند که دولتها آنها را در خدمت اهداف سیاسی محدود میبینند. با پیرشدن جمعیت در بسیاری کشورها، دولتها احتمالاً سرمایهگذاری در پژوهشهای پزشکی برای درمان و پیشگیری از بیماریهای مزمن را افزایش خواهند داد؛ اما پیشرفت فناورانه بهتنهایی کافی نیست. رفع این کمبود داده به داوطلبانی نیاز دارد که حاضر باشند زمان و اطلاعات سلامت خود را بدون منفعت شخصی قابلتوجهی دراختیار پژوهش قرار دهند.ایسناش