تلاش تل‌آویو برای احیای گزینه تقابل

فاطمه کلانتری: نخست‌وزیر صهیونیستی، در شرایطی ۷ دی‌ماه عازم ایالات‌متحده شد که تحولات پرتنش منطقه، بن‌بست‌های امنیتی و سیاسی داخلی و فرسایش بازدارندگی اسرائیل متعاقب پاسخ ایران به تجاوز بامداد ۲۳ خردادماه، سایه‌ای سنگین بر این سفر انداخته است. این سفر درحالی انجام می‌شود که تل‌آویو پس از ماه‌ها درگیری در چند جبهه، نه‌تنها با بحران مشروعیت داخلی و شکاف‌ عمیق سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند که در سطح منطقه‌ای با محیطی ناپایدار و پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه است. در چنین فضایی، نتانیاهو باردیگر تلاش کرده رویکرد تقابلی علیه جمهوری اسلامی ایران را در کانون رایزنی‌های خود با واشنگتن قرار دهد؛ رویکردی که این‌بار تمرکز آن بیش از پرونده هسته‌ای بر توان موشکی ایران قرار گرفته است. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که طی دهه‌های قبل همواره ایران را به‌عنوان «تهدید وجودی» برای اسرائیل معرفی کرده، اکنون می‌کوشد با برجسته‌سازی موضوع موشک‌های بالستیک، حمایت ایالات‌متحده را برای اعمال فشارهای تازه و حتی اقدام نظامی احتمالی علیه تهران جلب کند. این درحالی است که به‌باور بسیاری از ناظران، چنین مسیری نه‌تنها درتعارض‌با اولویت‌های اعلامی سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ قرار دارد، بلکه بیش‌ازآنکه ناظر بر مهار یک تهدید فوری باشد، تلاشی برای بازسازی بازدارندگی آسیب‌دیده اسرائیل و تثبیت برتری نظامی آن در معادلات منطقه‌ای به‌حساب می‌آید. درمقابل، کاخ سفید پس از حملات ماه ژوئن به تأسیسات هسته‌ای ایران، این پرونده را عملاً مختومه دانسته و دونالد ترامپ بارها مدعی شده است که برنامه هسته‌ای ایران «نابود شده». همین موضع‌گیری سبب شده تل‌آویو تمرکز خود را از موضوع هسته‌ای به حوزه موشکی منتقل کند تا همچنان سطحی از فشار سیاسی و امنیتی علیه ایران حفظ شود، بی‌آنکه مستقیماً روایت رئیس‌جمهور آمریکا را به‌چالش بکشد. بااین‌حال، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طرح دوباره گزینه نظامی علیه ایران با راهبرد جدید واشنگتن که بر کاهش تعهدات نظامی در خاورمیانه، پرهیز از جنگ‌های پرهزینه و تمرکز بر ثبات، همکاری اقتصادی و عادی‌سازی روابط منطقه‌ای استوار است، همخوانی چندانی ندارد. از نگاه منتقدان سیاست‌های تل‌آویو، هدف اسرائیل صرفاً مقابله با تهدیدهای کوتاه‌مدت نیست، بلکه تلاشی بلندمدت برای شکل‌دهی به نظمی منطقه‌ای است که در آن، این رژیم دست بالا را در معادلات امنیتی داشته باشد. این‌رویکرد می‌تواند به درگیری‌های مقطعی اما فرسایشی با ایران منجر شود؛ درگیری‌هایی که هربار خطر کشیده‌شدن مستقیم ایالات‌متحده به یک بحران تازه را افزایش می‌دهد. در همین چارچوب، هشدارهای مکرر درباره توان موشکی ایران، بیش‌ازآنکه بازتاب یک تهدید قریب‌الوقوع باشد، به‌عنوان ابزاری برای توجیه استمرار فشار و جلوگیری از بسته‌شدن کامل پرونده تقابل ارزیابی می‌شود. هم‌زمان، در داخل آمریکا نیز اجماع روشنی درباره ورود به جنگی تازه در خاورمیانه وجود ندارد. بخش قابل‌توجهی از پایگاه اجتماعی ترامپ با هرگونه مداخله نظامی جدید مخالف است و اولویت را به مسائل داخلی و اقتصادی می‌دهد، درحالی‌که بخشی از نخبگان سیاسی و حامیان سنتی اسرائیل همچنان بر ضرورت اتخاذ رویکردی سخت‌گیرانه علیه ایران تأکید دارند. این دوگانگی، تصمیم‌گیری کاخ سفید را پیچیده‌تر کرده و هزینه‌های سیاسی هرگونه همراهی با ماجراجویی نظامی جدید را به‌طور محسوسی افزایش داده است. براساس سند امنیت ملی ایالات‌متحده، راهبرد واشنگتن در قبال خاورمیانه وارد مرحله‌ای تازه شده است که در آن، کاهش مداخله مستقیم نظامی و پرهیز از آغاز جنگ‌های جدید به‌عنوان یک اولویت راهبردی تعریف می‌شود. دراین‌سند تأکید شده که تمرکز اصلی آمریکا باید از درگیری‌های پرهزینه و فرسایشی در خاورمیانه به چالش‌های راهبردی بلندمدت‌تر، ازجمله رقابت قدرت‌های بزرگ، امنیت اقتصادی، فناوری‌های نوین و مسائل داخلی منتقل شود. تجربه دودهه حضور نظامی در منطقه، از نگاه تصمیم‌سازان آمریکایی، نه‌تنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه هزینه‌های سنگین انسانی، مالی و سیاسی بر واشنگتن تحمیل کرده است. ازاین‌رو، سند امنیت ملی آمریکا بر «کاهش نقش نظامی»، «واگذاری مسئولیت امنیتی به بازیگران منطقه‌ای»، «دیپلماسی، بازدارندگی غیرمستقیم و مشارکت اقتصادی» و جلوگیری از کشیده‌شدن آمریکا به منازعات جدید تأکید دارد؛ رویکردی که نشان می‌دهد واشنگتن دیگر تمایلی به ایفای نقش موتور جنگ در خاورمیانه ندارد و آغاز یک درگیری تازه را درتعارض‌با منافع کلان و اولویت‌های داخلی و جهانی خود می‌بیند. درچنین‌شرایطی، بسیاری از ناظران هشدار می‌دهند که تکرار سناریوی تقابل نظامی با ایران، برخلاف گذشته، لزوماً قابل‌کنترل نخواهد بود و می‌تواند به تشدید سریع و زنجیره‌ای تنش‌ها در منطقه منجر شود. در چهارچوب همین تحلیل، الجزیره درآستانه سفر نخست‌وزیر اسرائیل به ایالات‌متحده به‌نقل‌از تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده «کوئینسی» می‌نویسد: «خویشتن‌داری ایران در ژوئن، احتمالاً تکرار نخواهد شد، زیرا غرب عدم‌تمایل تهران به تشدید تنش را ضعف تلقی خواهد کرد. پاسخ ایران بسیارسخت‌تر و بسیار سریع‌تر خواهد بود، چون ایرانی‌ها می‌دانند که اگر قاطعانه پاسخ ندهند و این تصور که ایران کشوری است که می‌توان هر ۶ ماه‌یک‌بار آن‌را بمباران کرد را از بین نبرند، آنگاه ایران به کشوری تبدیل می‌شود که اسرائیل هر ۶ ماه‌یک‌بار آن‌را بمباران خواهد کرد». ازاین‌منظر، سرنوشت این پرونده نه‌تنها به میزان فشار و لابی‌گری تل‌آویو، بلکه به اراده واشنگتن برای تعیین حدومرز نقش خود در تحولات خاورمیانه گره خورده است؛ اراده‌ای که اگر به‌طورشفاف اعمال نشود، می‌تواند منطقه را باردیگر درآستانه بحرانی پرهزینه قرار دهد. در کنار همه این ملاحظات، سفر نتانیاهو به مارالاگو و دیدار با دونالد ترامپ، ازمنظر سیاست داخلی رژیم صهیونیستی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد و ازسوی بسیاری به‌عنوان آغاز غیررسمی تلاش نخست‌وزیر اسرائیل برای انتخابات ۲۰۲۶ تلقی می‌شود. ایرنا

ارسال دیدگاه شما

هفته‌نامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه